محل تبلیغات شما



اینبار هم ! برف در برودت بی سابقه خود باز هم طاقت نیاور ، باران از بارش خسته شده بود، برف باید کاری می کرد، همه جا را سفید پوش نمود ، دیگر نه برگ های مانده از پاییز، نه سنگ های چیده شده کنار نهر زیبا . یارای خودنمایی نداشتند، او رفته بود! تنها و هزاران هزار چرای بی پاسخ را در پس در درب چوبی قدیمی و کنار فرش قرمز دست باف که در برخی نقاطش اثری از رگه های باریک خون انگشتانش که سالی یا دو سالی را به امید واهی، از صبح تا شبز و گاهی نیز از شب تا سحر بی وقفه می
زندگی مشتق لحظه ای از خواسته هایی است ، که فضای زیر آن ، موقعیت جهانی خاصی را برای ما به رغم می زنه ، این موقعیت یکه نیست ، اما تفاوتهای خاصی را به ارمغان می آورد ، همان تفاوتهایی که اصطلاحا می گوییم دو نفر ، اینکه ما یکی دیگر یا حتی شبیه او نمی توانیم باشیم به رغم اینکه برخی ها در حال شبیه سازی برای غیر خود شدنشان هستند ، از برآیند این لحظات و نمود افراد در جامعه و انعکاس آن در وجود نشات می گیرد

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها